۱۳۸۸ مهر ۲۹, چهارشنبه

یک خیال


آغوش خالی من فریاد می زند
فاصله بسیار است
فراتر از رویاهای من
آن قدر زیاد که حتی خواب­های من برای پر کردنش کافی نیستند
چشمان خیس من
همچنان یادآور تنهایی­اند
باورهای من سست­تر از آنند که ریشه­های قد کشیدنم باشند
احساسم را زندگی می­کنم
رابطه­هایم را زندگی می­کنم
عشق را زندگی می­کنم
و این تنها یک رویاست، یک خیال

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر