۱۳۹۰ تیر ۱۷, جمعه

در حصار پادگان 3

عاشقانه­ی مغموم

"دوستت دارم"
عبارتی یگانه
"دوستت دارم­ها"
مفهومی بیگانه

"ای داد از غم تنهایی"
دلیل وصال
"بعد هر بهاری نوبت خزانِ"
منطق جدایی

سال­ها در گذر لحظه­ها
بستری برای کشاکش دگرگونی­ها
دقیقه­ها در گذر عمر
راهکار امید دوباره بستن­ها

ندیدن حس
حس نکردن عقل
منطق بدون احساس
قلب بدون چشم

رهایی از پس محبت
تنهایی از پیش همراهی
پر و بال آزاد
بال و پر بسته

پیچاپیچ پی­در­پی
پیاپی بی­تدبیر

پراکنده­های بی­شمار
یگانه­ها کم شمار

فریادی و دیگر هیچ
سیگاری و دیگر گیج
اشک­هایی و دیگر غم­های بیش

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر