۱۳۹۰ تیر ۱۷, جمعه

در حصار پادگان 2

و اینک
حاصل روزهای سفت و سخت
خشک و محکم
زورهای ممتد
تن خسته و افکار بیمار
شده است بغض شبانه و امید خواب

و آنک
عبور تو
در میانه­ی بهت منِ پاک­باخته و بی­نصیب
و صدای آشنای خنده­هایت
و نیز درددل­های خودمانی
دپسردگی من و سیاهی­های شب­های تو
و عبور تو

دیروز
انتخاب میان حقیقت و مصلحت، سیلی سرد واقعیت
امروز
پس­مانده­های یک دروغ ناگفته و دروغی گفته
فردا
سراب ساحل و دریا، اشک و لبخند، فریاد و سکوت

و عبور تو
گریز ناگزیر من
تو به جلو، من به عقب
تو به پیش و من به چپ چپِ پیاپی
تو قدم رو و من بدو رو
کوله­بار سنگین تو و دست­های خالی من
و عبور تو
عبور تو

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر