۱۳۸۸ آذر ۲, دوشنبه

سلاخي

روزی می­رسد که قلب مرا سلاخی می­کنند
و عشق را از میان آن بیرون می­کشند
سرخی غروب
در چنین شبی همان است که هر شبلیکن طلوع را رنگ دگری خواهد بود

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر