به سختی به یاد میآورم، اما آن شب گریههای تو تمامی نداشت و من هیچ نمیفهمیدم. وقتی که رفتی و در رو به هم کوبیدی اوج احساس آزادی من بود و خیلی هم خوب بود.
حال و روز این ماهها را خوب میفهمم اما، دنیای وارونه و آدمای نشسته، و فلسفهی زندگی که نه لذت موندن و نه ترس رفتنه. وی آف لایف من کلن یه جوریه، فرق داره و کلی هم به کسی مربوط نیست. اصلن میخوام بگم آخرشم میخوام تنها بشم حداقل برا ساعتها. بلاهت؟ خودتی.... این شخصیتها که هستن همش عضله و بازو اینا دارن هی تو کارتونا میدیدیم، حالا همه اومدن میخوان خودشونو ثابت کنن، همین شده که تلاش راستین این قوم حماقت محض ذهن شما اسم میگیره. ای توفو بر پشت گوشتان که نبینید و ما ببینیم و بخندیم.
حال و روز این ماهها را خوب میفهمم اما، دنیای وارونه و آدمای نشسته، و فلسفهی زندگی که نه لذت موندن و نه ترس رفتنه. وی آف لایف من کلن یه جوریه، فرق داره و کلی هم به کسی مربوط نیست. اصلن میخوام بگم آخرشم میخوام تنها بشم حداقل برا ساعتها. بلاهت؟ خودتی.... این شخصیتها که هستن همش عضله و بازو اینا دارن هی تو کارتونا میدیدیم، حالا همه اومدن میخوان خودشونو ثابت کنن، همین شده که تلاش راستین این قوم حماقت محض ذهن شما اسم میگیره. ای توفو بر پشت گوشتان که نبینید و ما ببینیم و بخندیم.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر