در این دنیای فانی اما زیبای دلربا چنان که پیش میرویم، همچنان که دشواریها و فشارات دائم به پیکر نحیف و ریقوی ما وارد میآید هی با خود بازگو میکنیم که ای وای، زین بیشتر دیگر از جان ما که در نمیرود. چون زمان میگذرد و ما جوانان ناکام بار دیگر از خیالات خام خارج شده و سر و سینهی معشوق را به حال خود رها میکنیم، همانا باز با شاخ به دیواری فرو رفته و تن زخمی میکنیم. باز هم همانی کنیم که پیشترها، زبان به ناسزا گشوده و دمی افسرده و ناخوش به کناری میرویم و طلوع و غروب خورشید را خیره میشویم. و هیهات که زین بیشتر دیگر از جان ما در نمیرود. حال اگر ظریفی پیدا بشود و نکته از کار ما در آورد همانا همین آقای رابرت فراست است که چنین فرموده
همه آنچه در مورد زندگی آموختهام در یک کلمه خلاصه میشود: میگذرد
همه آنچه در مورد زندگی آموختهام در یک کلمه خلاصه میشود: میگذرد
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر