۱۳۸۹ فروردین ۱۲, پنجشنبه

*نگاه که هیچ، نصیبی نداریم. اما صدا هم حرف­هایی برای گفتن دارد. خواب آلود که باشد آنقدر گرم و دوست داشتنیست که دلبری می­کند، شوری و حالی که داشته باشد فریاد می­کشد و غمی اگر دارد خبر می­دهد.
*خوب چاره چیست، گل است دیگر، به یک تند باد بیمار می­شود. باید مواظبش بود، باید که نگاهبانش بود.
*ای دل من، دل من، دل من، دل من ...
*دشت از گل شده هفت رنگ
غم مدار، گل من، دلت پاک، روزی گل­های دامانت را میان دشت هفت رنگ به رقص در خواهم آورد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر