و ایشان را از ما سوال این بود
به کدامین زبان سخن میرانید؟
و حرفهای ما پیوسته با حروف ایشان بود
و نگاه ما پیوسته به چشمان ایشان بود
تا مگر پاسخی درخور بگیریم
و ایشان همچنان سوالشان بود
زبان ما
و ما وجودمان فریاد بود
و ما را از الف تا ی سخنها بود
و ایشان را هیچ مگر خواهش سخن راندن ما
و ما زار نزدیم
و ما در درون شکستیم
و ما زبانمان بند آمد
و ایشان را همچنان اراده بر نفهمیدن ما بود
و از این سوءتفاهم
دیگری خوشحال بود
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر