۱۳۸۸ مرداد ۲۱, چهارشنبه

دُرد ناب

خیره می نگرم
سکوت کوهستان، تاریکی شب، روشنای ماه
و خیال من
بلند و طولانی
ای کاش زیستنم در امتداد چنین شبی باشد

تا که صبح، نوای اولین گنجشک مرا به خواب بخواند

سرشار از فراوانی روزهایم و شب هایی چون روز
کوهستان ساکت، شب تاریک، ماه روشن
چنین شبی را عطش دارم
ای انسان ها مرا به خود مخوانید
مگر قصد همراهی من، در این سان شبی داشته باشید
و خیالتان
بلند و طولانی

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر