به سراغ من اگر میآیید شاخهای گل با خود بیاورید، گاهی تصور میکنم زندگی من می تواند در چند شاخه گل خلاصه شود. ساعتها، روزها و سالها با یک گل بودن و هدیه کردن همهی عشق وجودم به آن، کاریست که فکر می کنم از عهدهی آن برمیآیم.
به سراغ من اگر میآیید شاخهای گل با خود بیاورید، سفید یا زرد. بهتر است گل را از گل فروش سر چهارراه گرفته باشید. آخر میدانید، من و او مدتهاست به هم عادت کردهایم. او خریداران گلهای مرا میشناسد و من هم گلهای خریداری شده از او را.
به سراغ من اگر میآیید شاخهای گل با خود بیاورید، اینجا در خانهی من، آری اینجا یعنی در خانهی من، همیشه لاو استوری در حال پخش شدن است. اینجا عشق سخنورترین بیزبانان و جاریترین احساسهاست. از دلیل بوسهی من نپرسید، به سراغ من اگر میآیید شاخهای گل با خود بیاورید.
به سراغ من اگر میآیید شاخهای گل با خود بیاورید، سفید یا زرد. بهتر است گل را از گل فروش سر چهارراه گرفته باشید. آخر میدانید، من و او مدتهاست به هم عادت کردهایم. او خریداران گلهای مرا میشناسد و من هم گلهای خریداری شده از او را.
به سراغ من اگر میآیید شاخهای گل با خود بیاورید، اینجا در خانهی من، آری اینجا یعنی در خانهی من، همیشه لاو استوری در حال پخش شدن است. اینجا عشق سخنورترین بیزبانان و جاریترین احساسهاست. از دلیل بوسهی من نپرسید، به سراغ من اگر میآیید شاخهای گل با خود بیاورید.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر