۱۳۸۷ دی ۲۰, جمعه

به سراغ من اگر می­آیید شاخه­ای گل با خود بیاورید، گاهی تصور می­کنم زندگی من می تواند در چند شاخه گل خلاصه شود. ساعت­ها، روزها و سال­ها با یک گل بودن و هدیه کردن همه­ی عشق وجودم به آن، کاریست که فکر می کنم از عهده­ی آن برمی­آیم.
به سراغ من اگر می­آیید شاخه­ای گل با خود بیاورید، سفید یا زرد. بهتر است گل را از گل فروش سر چهارراه گرفته باشید. آخر می­دانید، من و او مدتهاست به هم عادت کرده­ایم. او خریداران گل­های مرا می­شناسد و من هم گل­های خریداری شده از او را.
به سراغ من اگر می­آیید شاخه­ای گل با خود بیاورید، اینجا در خانه­ی من، آری اینجا یعنی در خانه­ی من، همیشه لاو استوری در حال پخش شدن است. اینجا عشق سخنورترین بی­زبانان و جاری­ترین احساس­هاست. از دلیل بوسه­ی من نپرسید، به سراغ من اگر می­آیید شاخه­ای گل با خود بیاورید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر