۱۳۸۷ اردیبهشت ۲۱, شنبه

برای مهربانم

هوا که شب بشه
تا فقط حضور سرد چشمه­ی نور
صدای رد پای من بشه
می دونی
دریا که آروم نمیشه
قصه ی من و تو، که آخه، تموم نمیشه

خوب پس چرا صبر بکنیم
برا چی دلا رو بی تاب بکنیم
پرای قشنگتُ به بال من بده
بذار که دنیا رو حیرون بکنیم

آه، راست می گفتی تو
خیال من
با دل تو
شب تار تو
با دریای سیاه من
فقط معنی داره

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر