۱۳۸۷ خرداد ۴, شنبه

۱۳۸۷ اردیبهشت ۲۱, شنبه

برای مهربانم

هوا که شب بشه
تا فقط حضور سرد چشمه­ی نور
صدای رد پای من بشه
می دونی
دریا که آروم نمیشه
قصه ی من و تو، که آخه، تموم نمیشه

خوب پس چرا صبر بکنیم
برا چی دلا رو بی تاب بکنیم
پرای قشنگتُ به بال من بده
بذار که دنیا رو حیرون بکنیم

آه، راست می گفتی تو
خیال من
با دل تو
شب تار تو
با دریای سیاه من
فقط معنی داره

۱۳۸۷ اردیبهشت ۲۰, جمعه

۱۳۸۷ اردیبهشت ۱۲, پنجشنبه

به سوز سینه
تا بی­انتها
جاده­های خاکی
تپه­های ابری
کوچه باغ­های گلی
را
..........
همه ریل­های آهن
همه شهرهای کهن
همه را
................
داستان­های بلند
شعرهای بلندتر
و شاید
عکس­های دور
و
خاطره­های دورتر
اینها همه را
.....................